ذبيح الله صفا

65

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

دراز قسمت بزرگى از ايرانيان از خرد و بزرگ و پير و برنا و زن و مرد و كودك و سالخورده از دم تيغهاى بيدريغ گذشتند و از خون آنان اين سرزمين كهنسال پرحادثه سيراب شد ! كشتار هلاگو در عراق و اطراف بغداد و علىالخصوص در شهر بغداد و ويرانيهايى كه در پايتخت زيباى خلفا كرده بود داستانى ديگر دارد . اعمال او با اسمعيليان و ويران كردن قلاع آنان و سوزانيدن كتابخانهاى گرانبهاى آن قوم هم از همين قبيل اعمال وحشيانه است كه ذكر هر يك بتفصيل و توضيح مايهء درازى سخن خواهد بود . در عهد ايلخانان ايران ، اگرچه برخى از آنان كوشش داشتند كه موجبات آرامش اوضاع را فراهم آورند ، ليكن چون سرداران و سپاهيان آنان همه از مغول بودند هروقت و هرجا كه لازم مىدانستند شدّت عمل سابق را تجديد مىكردند . در دورهء سلطنت اباقا خان ( 663 - 680 ) حملاتى بوسيلهء بركاى پسر جوجى خان ( بسال 664 ) بر اران و گرجستان تا حدود نهر ارس صورت گرفت كه با كشتار و غارت بسيار همراه بود و چندى بعد يعنى در سال 668 براق خان پادشاه اولوس جغتاى ، يعنى ماوراء النهر و قسمت بزرگى از تركستان شرقى ، با همدستى برادر خود تگوداراغول كه در حدود نخجوان اقامت داشت و ظاهرا مطيع ايلخانان بود ، بر بلاد ايلخانان يورش برد . اين دو برادر از شرق و غرب بتاخت‌وتاز درآمدند . اگرچه تگودار اغول زود از پاى درآمد ليكن براق به آسانى از جيحون گذشت و در خراسان قتل و غارت آغاز نهاد تا در ذى الحجهء سال 668 شكست يافت و بماوراء النهر بازگشت « 1 » . پسر همين براق يعنى اوجاى در سال 695 بعهد سلطنت غازان خان بخراسان تاخت و عاقبت بهمّت امير نوروز شكست يافت . در دوره‌هاى اخير ايلخانان مخصوصا از عهد سلطنت پادشاه مسلمان ايلخانى غازان خان و وضع ياساى او نظام كشور افزايش يافته و اندكى از آزار بىامان مغولان كاسته شده بود ليكن انقلابات بعد از فوت ابو سعيد بهادر خان ( 736 ) وضع دشوار جديدى

--> ( 1 ) - دربارهء فتنه او رجوع شود به جامع التواريخ ص 746 ببعد .